
طبقه بندی کولین به عنوان یک “شبه ویتامین” یا الف “شبیه ویتامین” این ماده اغلب اهمیت اساسی خود را در هموستاز فیزیولوژیکی موجودات آبزی تکذیب می کند. برخلاف بسیاری از ریزمغذی ها که عمدتاً به عنوان کاتالیزور یا کوفاکتورهای آنزیمی عمل می کنند, کولین به عنوان یک جزء ساختاری کمی از معماری سلولی و یک نقطه محوری متابولیک حیاتی عمل می کند.. در محیط آبی آبزی پروری فشرده, کاربرد از کولین کلراید- رایج ترین شکل تجاری - مجموعه ای منحصر به فرد از چالش ها و فرصت ها را ارائه می دهد. برای درک نقش آن, ابتدا باید رفتار کاتیون آمونیوم چهارتایی در مسیر کندی را در نظر گرفت, جایی که به عنوان پیش ساز اولیه برای سنتز فسفاتیدیل کولین عمل می کند (کامپیوتر). در ماهی, که در آن رشد سریع و گردش چربی بالا رایج است, سنتز درون زا کولین از طریق متیلاسیون سه گانه فسفاتیدیل اتانول آمین (مسیر PEMT) اغلب برای پاسخگویی به کل نیازهای فیزیولوژیکی کافی نیست. این امر یک ضرورت مشروط را ایجاد می کند که مکمل غذایی را ضروری می کند. پیچیدگی این نیاز با درجات مختلف فعالیت PEMT در گونه های مختلف تشدید می شود.; برای مثال, ماهی قزل آلا در مقایسه با گونههای سختپوست خاص، اغلب ظرفیت بیشتری برای سنتز نو از خود نشان میدهند., با این حال، هر دو افزایش عملکرد رشد قابل توجهی را نشان میدهند کولین کلراید در رژیم غذایی بهینه شده است. این واگرایی نشان می دهد که “نیاز” زیرا کولین یک رقم ثابت نیست، بلکه یک مقدار مایع است که تحت تأثیر در دسترس بودن سایر اهداکنندگان متیل است, چگالی چربی خوراک, و مرحله رشد ارگانیسم.
هنگامی که به مکانیسم های مولکولی انتقال چربی می پردازیم, اهمیت کولین کلرید حتی بیشتر می شود. کبد, یا هپاتوپانکراس در مورد سخت پوستان, به عنوان مرکز مرکزی برای پردازش لیپید عمل می کند. در صورت عدم وجود کولین کافی, سنتز لیپوپروتئین های با چگالی بسیار کم (VLDL ها) به شدت آسیب دیده است. زیرا PC جزء ضروری غشاء VLDL است, کمبود آن منجر به جداسازی تری اسیل گلیسرول ها در سلول های کبدی می شود, به صورت لیپیدوز کبدی یا “سندرم کبد چرب” این وضعیت صرفاً یک ناهنجاری ساختاری نیست، بلکه یک شکست عملکردی است که باعث ایجاد استرس اکسیداتیو می شود, اختلال عملکرد میتوکندری, و در نهایت, پاسخ های التهابی سیستمیک. تجزیه و تحلیل علمی هیستوپاتولوژی کبد در تیلاپیا نیل با کمبود کولین (نیلوتیک) و باس اروپایی (Dicentrarchus Labrax) به طور مداوم استئاتوز ماکرووزیکولار را نشان می دهد, جایی که قطرات چربی بزرگ هسته را جابجا می کند, منجر به کاهش ظرفیت متابولیک کبد می شود. با مکمل کولین کلرید, محققان تحرک سریع این لیپیدهای ذخیره شده را مشاهده کرده اند, همانطور که توسط افزایش تنظیم ژن های مرتبط با اکسیداسیون و انتقال لیپید مشهود است, مانند apob100 و mtp (پروتئین انتقال تری گلیسیرید میکروزومی). این تداخل، کولین کلرید را نه تنها به عنوان یک ماده مغذی برجسته می کند, اما به عنوان یک تنظیم کننده متابولیک قادر به تقسیم انرژی به دور از ذخیره پاتولوژیک و به سمت رشد تولیدی است.
بحث پیرامون کولین کلرید باید نقش آن را به عنوان پیش ساز استیل کولین نیز در بر گیرد., یک انتقال دهنده عصبی از اهمیت ویژه ای در سیستم عصبی آبی است. در حالی که بسیاری از تحقیقات بر رشد و سلامت کبد تمرکز دارند, جنبه های عصبی فیزیولوژیکی به همان اندازه برای بقای بچه ماهی و لارو حیاتی هستند. استیل کولین انقباض عضلانی را کنترل می کند, عملکرد قلب, و ادراک حسی. در سیستم های آبزی پروری با تراکم بالا, که در آن پاسخ های استرس اغلب ایجاد می شود, کارآیی سیستم کولینرژیک میتواند توانایی ارگانیسم را برای بهبودی از دست زدن یا نوسانات محیطی دیکته کند.. علاوه بر این, نقش کولین به عنوان دهنده متیل - به دنبال اکسیداسیون آن به بتائین در میتوکندری - آن را مستقیماً به چرخه متیونین مرتبط می کند.. این “متیل نگهدارنده” اثر نقطه کانونی بهینه سازی اقتصادی در فرمولاسیون خوراک است. با تامین کولین کلرید کافی, تقاضای متابولیک متیونین برای تامین گروه های متیل برای متیلاسیون DNA و سنتز کراتین کاهش می یابد., اجازه می دهد تا این آمینو اسید گران قیمت در درجه اول برای افزایش پروتئین ماهیچه ها مورد استفاده قرار گیرد. با این حال, ذکر این نکته از نظر علمی دقیق است که در حالی که بتائین می تواند جایگزین کولین در نقش خود به عنوان یک دهنده متیل شود., نمی تواند جایگزین الزامات ساختاری PC یا نیازهای سیگنالینگ استیل کولین شود. این یک سلسله مراتب از مکمل ها را ایجاد می کند که در آن کولین کلرید پایه غیرقابل جایگزینی باقی می ماند., با بتائین که به عنوان یک بهینه ساز متابولیک ثانویه عمل می کند.
در قلمرو تغذیه سخت پوستان, استفاده از کولین کلرید به دلیل فیزیولوژی منحصر به فرد پوست اندازی لایه پیچیدگی بیشتری به خود می گیرد.. میگوها و خرچنگ ها تقاضای زیادی برای فسفولیپید دارند, نه تنها برای غشای سلولی بلکه برای انتقال کلسترول رژیم غذایی. از آنجایی که سخت پوستان قادر به سنتز مجدد کلسترول نیستند, آنها برای انتقال این پیش ساز حیاتی برای هورمون های پوست اندازی به لیپوپروتئین ها متکی هستند (اکدی استروئیدها). تحقیق در مورد litopenaeus vannamei نشان داده است که سطوح کولین کلرید به طور قابل توجهی بر کارایی چرخه پوست اندازی تأثیر می گذارد. کمبود منجر به طولانی شدن دوره های بین پوست اندازی و افزایش مرگ و میر در طول مرحله ecdysis آسیب پذیر می شود.. علاوه بر این, شسته شدن کلرید کولین در آب یک مانع فنی مهم در تغذیه میگو است. بسیار محلول در آب بودن, کولین کلرید می تواند از گلوله خوراک قبل از میگو خارج شود, که تغذیه کننده های کند هستند, می تواند آن را بخورد. این منجر به تغییر در تحقیقات به سمت اشکال محافظت شده یا محصور شده کولین شده است, اطمینان از رسیدن مواد مغذی به دستگاه گوارش به جای کمک به بارگیری مواد مغذی آب حوضچه. انتقال از کولین کلرید خام به انواع ریز کپسوله شده نشان دهنده یک جهش قابل توجه در تغذیه دقیق است., اجازه می دهد تا نرخ گنجاندن پایین تر با اثربخشی بیولوژیکی بالاتر.
تعامل بین کولین کلرید و سایر اجزای رژیم غذایی, به ویژه لیپیدها و ویتامین ها, یکی دیگر از زمینه های بررسی دقیق علمی است. در انرژی بالا “نفس کشیدن” رژیمهای غذایی – آنهایی که میزان گنجاندن بالای روغن ماهی یا ترکیبات روغنهای گیاهی دارند – تقاضا برای کولین به طور متناسب افزایش مییابد.. این به این دلیل است که جریان اسیدهای چرب از طریق کبد به افزایش متناسبی در تولید VLDL نیاز دارد.. علاوه بر این, وجود کولین کلرید در پیش مخلوط های ویتامین به دلیل ماهیت رطوبت سنجی و پتانسیل آن برای کاتالیز کردن اکسیداسیون ویتامین های حساس مانند ویتامین A می تواند مشکل ساز باشد., $K_3$, و تیامین. در محیط مرطوب یک آسیاب خوراک, کولین کلرید می تواند رطوبت را جذب کند, منجر به تخریب کل پیش مخلوط می شود. این ناپایداری شیمیایی نیاز به مدیریت دقیق فرآیند تولید دارد, اغلب نیاز است که کولین به طور جداگانه از هسته اصلی ویتامین معدنی اضافه شود یا به شکل غیر رطوبت گیر استفاده شود.. از دیدگاه پایداری, همانطور که صنعت به سمت حرکت می کند “Aquafeed 2.0،” که به شدت به پروتئین های گیاهی متکی است (مانند کنجاله سویا یا گلوتن ذرت), محتوای کولین طبیعی رژیم غذایی تغییر می کند. در حالی که کنجاله سویا حاوی مقداری لسیتین است (منبع کولین), همچنین حاوی عوامل ضد تغذیه ای است که ممکن است در جذب لیپید اختلال ایجاد کند, در نتیجه نیاز خالص به کولین کلرید مکمل برای حفظ یکپارچگی روده و کبد افزایش می یابد..
ابزارهای پیشرفته ژنومی و پروتئومی اکنون به محققان این امکان را میدهند که نگاه کنند “زیر کاپوت” متابولیسم کولین به روش هایی که قبلا غیرممکن بود. پروفایل رونویسی ماهی تغذیه شده با سطوح مختلف کولین کلرید شبکه پیچیده ای از تعاملات ژن-محیط را نشان داده است.. مثلا, نشان داده شده است که مکمل کولین کافی بیان ژن های دخیل در شبکه آندوپلاسمی را تعدیل می کند. (IS) پاسخ استرس. زمانی که کولین کمبود دارد, انباشته شدن پروتئین های اشتباه تا شده در ER (اغلب با تجمع چربی همراه است) پاسخ پروتئین Unfolded را تحریک می کند (UPR). اگر طولانی شود, این منجر به آپوپتوز سلول های کبدی می شود. با حفظ سطوح کافی کولین کلرید, ماهی می تواند نرخ متابولیسم بالاتری را بدون تحریک این سلول ها حفظ کند “ترمزها” این امر به ویژه در زمینه گرمایش جهانی مرتبط است, که در آن دمای بالاتر آب باعث افزایش سرعت متابولیسم ماهی گرمازا می شود, در نتیجه نیازهای تغذیه ای آنها را در کل افزایش می دهد. هم افزایی بین کولین و فولات نیز شایسته ذکر است, زیرا هر دو جزء جدایی ناپذیر چرخه متابولیسم تک کربنی هستند که سنتز و ترمیم DNA را تسهیل می کند. در مراحل اولیه زندگی ماهی, جایی که تقسیم سلولی سریع است, وابستگی همزمان کولین, فولات, و $B_{12}$ عامل محدود کننده مورفوژنز و رشد می شود.
نگاه به آینده, مسیر تحقیقاتی برای کولین کلرید در آبزی پروری در حال تغییر است “مکمل دقیق” این شامل تعریف الزامات نه فقط در سطح گونه است, اما در سطح کرنش و مرحله زندگی, در حالی که حسابداری برای “پیشینه” ظرفیت دهنده متیل مواد پایه. همچنین علاقه فزاینده ای به نقش کولین در سلامت روده و میکروبیوم وجود دارد. مطالعات اولیه نشان می دهد که در دسترس بودن کولین ممکن است بر ترکیب میکروبیوتای روده تأثیر بگذارد, که به نوبه خود بر سیستم ایمنی میزبان و کارایی جذب مواد مغذی تأثیر می گذارد. رابطه بین کولین و سد مخاطی روده یک میدان رو به رشد است, با شواهد نشان می دهد که PC یک جزء کلیدی از لایه مخاطی است که از اپیتلیوم روده در برابر باکتری های بیماری زا محافظت می کند.. همانطور که ما به اصلاح درک خود از این مسیرها ادامه می دهیم, کولین کلرید احتمالاً از یک ساده در نظر گرفته می شود “چربی سوز” برای کبد به ارکستراتور چند منظوره سلامت سیستمیک, انعطاف پذیری, و عملکرد در آبزیان.
اجماع علمی وجود دارد که در حالی که الزامات اساسی برای کولین کلرید برای بسیاری از گونه های تجاری ترسیم شده است., را “بهینه” سطح حداکثر سلامتی و مقاومت محیطی احتمالاً بالاتر از سطح مورد نیاز برای رشد صرف است. این تمایز برای توسعه حیاتی است “فیدهای کاربردی” که هدفشان تولید ماهی های بزرگتر نیست, اما ماهیهای قویتر که میتوانند در مواجهه با چالشهای زیستشناختی و زیستمحیطی آبزیپروری فشرده مدرن رشد کنند.. کاوش مداوم در مورد اثرات اپی ژنتیک کولین - اینکه چگونه می تواند بر بیان ژن در نسل ها از طریق متیلاسیون DNA تأثیر بگذارد - یکی از هیجان انگیزترین مرزها در این زمینه باقی مانده است., به طور بالقوه اجازه می دهد “برنامه ریزی تغذیه” فرزندان از طریق رژیم غذایی مادر. این دیدگاه کل نگر از کولین کلرید وضعیت آن را به عنوان سنگ بنای علم تغذیه آبزیان تایید می کند..
گفتمان پیرامون کولین کلرید در علم تغذیه آبزیان در حال حاضر در حال تغییر پارادایم است., گذار از درک ابتدایی “جلوگیری از کمبود” به یک اکتشاف پیچیده از بهینه سازی متابولیک و برنامه ریزی اپی ژنتیک. برای درک واقعی وزن نقش کولین کلرید, ابتدا باید در مقیاس فیزیکی محض نیاز آن نشخوار فکر کرد. برخلاف سایر ویتامین های B مانند ریبوفلاوین یا پیریدوکسین, که بر حسب میلی گرم در هر کیلوگرم رژیم غذایی اندازه گیری می شوند, کولین اغلب بر حسب گرم مورد نیاز است. این آن را در یک دسته متابولیک منحصر به فرد قرار می دهد - a “ریز مغذی شبه درشت مغذی”- که به عنوان داربست اساسی برای زندگی در آب عمل می کند. وقتی به سنتز فسفاتیدیل کولین فکر می کنم (کامپیوتر), من از چهارراه متابولیک که نشان دهنده آن است شگفت زده شده ام. مسیر کندی, که از کولین کلرید اگزوژن استفاده می کند, مسیر اصلی برای سنتز PC تقریباً در تمام گونههای استخوانی است که تا به امروز مورد مطالعه قرار گرفته است. این یک بزرگراه با شار بالا است که از انبساط سریع غشای سلولی در مراحل لارو و انگشت گذاری پشتیبانی می کند.. با این حال, مسیر PEMT, که شامل متیلاسیون متوالی فسفاتیدیل اتانول آمین است (پلی اتیلن) به کامپیوتر, به عنوان ثانویه عمل می کند, “شبکه ایمنی” مسیر. تنش علمی جالب در اینجا در این واقعیت نهفته است که بسیاری از گونه های آبزی ظرفیت بسیار محدودی برای این سنتز جدید دارند زیرا آنها سطوح لازم از فعالیت PEMT کبدی را ندارند یا به سادگی نمی توانند گروه های متیل کافی را از چرخه متیونین برای سوخت آن تولید کنند.. به تبع آن, تکیه بر کولین کلرید مکمل فقط یک انتخاب برای افزایش رشد نیست; این یک ضرورت فیزیولوژیکی برای حفظ یکپارچگی سلولی و جلوگیری از فروپاشی متابولیک سیستمیک است..
وقتی ما مشاهده می کنیم “کبد چرب” پدیده در آبزی پروری فشرده, ما اساساً به دنبال شکست سیستم لجستیک سلول هستیم. هپاتوپانکراس یا کبد ماهی یک گیاه فرآوری چربی بسیار فعال است. تری گلیسیرید در آنجا سنتز می شود, اما آنها نمی توانند به سادگی در جریان خون پخش شوند تا به عضله یا بافت چربی برسند; آنها باید در لیپوپروتئین های بسیار کم چگالی بسته بندی شوند (VLDL ها). اینجاست که نقش ساختاری کولین کلرید در سطح مولکولی قابل مشاهده است. PC فسفولیپید غالب در غشای تک لایه این VLDLها است. بدون کولین کافی برای سنتز کامپیوتر, را “بسته بندی” برای این لیپیدها در دسترس نیست, و تری گلیسیریدها در سلولهای کبدی رشته ای می مانند. این منجر به استئاتوز ماکرووزیکولی مشخص می شود که در گونه هایی مانند کپور علفزار دیده می شود (Ctenopharyngodon idella) وقتی با کربوهیدرات بالا تغذیه می شود, رژیم های کم کولین. تحقیقات اخیراً فراتر از مشاهده این تجمع چربی به بررسی علائم رونویسی این حالت رفته است.. به نظر میرسد که کمبود کولین باعث افزایش شدید ژنهای مرتبط با استرس ER و کاهش ژنهای مرتبط با اکسیداسیون بتا میشود.. این نشان می دهد که وقتی کولین کلرید وجود ندارد, کبد نه تنها صادرات چربی را متوقف می کند بلکه توانایی سوزاندن آن را نیز از دست می دهد, ایجاد یک چرخه معیوب از اختلالات متابولیک. مکمل کولین کلرید, از این رو, به عنوان یک متابولیک عمل می کند “کلید,” باز کردن این ذخایر چربی و اجازه استفاده از آنها برای انرژی, که توضیح می دهد که چرا ماهی هایی که با کولین کافی تغذیه می شوند اغلب نسبت تبدیل غذایی بهبود یافته را نشان می دهند (FCR) حتی اگر افزایش وزن کل آنها به صورت تصاعدی افزایش نیابد.
در زمینه تغذیه سخت پوستان, مانند خرچنگ دستکش چینی (Eriocheir sinensis) یا میگوی سفید اقیانوس آرام (litopenaeus vannamei), روایت پیرامون کولین کلرید به دلیل نیازهای خاص چرخه پوست اندازی بسیار ظریف تر می شود.. سخت پوستان اساسا هستند “لیپید محور” ماشین ها در طول مراحل رشد خود. بر خلاف مهره داران, آنها برای هر پوست اندازی به فسفولیپیدهای غذایی و کلسترول نیاز دارند. کولین کلرید بلوک های ساختمانی لازم برای سنتز PC را فراهم می کند, که برای امولسیون کردن لیپیدهای رژیم غذایی در روده میانی و انتقال کلسترول بعدی در همولنف حیاتی است.. یک هم افزایی علمی عمیق بین کولین و کلسترول وجود دارد که محققان تازه شروع به ترسیم کامل آن کرده اند.. از آنجایی که سخت پوستان نمی توانند حلقه استروئیدی را سنتز کنند, آنها باید هر مولکول کلسترولی را که می توانند پیدا کنند پاک کنند. اگر کولین کمبود داشته باشد, مکانیسم انتقال - لیپوپروتئین های لیپوویتلین مانند با چگالی بالا - شکست می خورد, و حیوان نمی تواند کلسترول مورد نیاز برای سنتز اکدیسون را بسیج کند, هورمون پوست اندازی. این منجر به “سندرم مرگ پوست اندازی,” جایی که حیوان از نظر فیزیکی قادر به بیرون ریختن اسکلت خارجی قدیمی خود نیست. علاوه بر این, حلالیت بالای کولین کلرید در آب یک مانع بزرگ در پرورش میگو ایجاد می کند.. من اغلب در مورد این طنز فکر می کنم که همان ماده مغذی که ما نیاز داریم به راحتی در محیط اطراف از دست می رود. این امر تحقیقات شدیدی را در مورد کولین کلرید محافظت شده - پوشیده شده با چربی های هیدروژنه یا محصور در پلیمرها - انجام داده است تا اطمینان حاصل شود که ماده مغذی در داخل گلوله باقی می ماند تا زمانی که به دستگاه گوارش میگو برسد.. در دسترس بودن زیستی این اشکال محافظت شده در مقابل نمک کلرید خام در حال حاضر تمرکز اصلی تحقیقات صنعتی است., با دادههایی که نشان میدهد کپسولهسازی میتواند حفظ را تا حدودی بهبود بخشد 80% در محیط های آبزی پروری با آب گرم.
فراتر از نقش های ساختاری و حمل و نقل, ما باید در نظر بگیریم “متیل دهنده” رقصیدن. این شاید از نظر فکری محرک ترین جنبه تحقیقات کولین باشد: تعامل بین کولین, متیونین, بتائین, و فولات. در میتوکندری, کولین توسط کولین اکسیداز اکسید می شود و بتائین را تشکیل می دهد. این بتائین سپس یک گروه متیل را به هموسیستئین اهدا می کند تا متیونین را بازسازی کند, که سپس به اس آدنوزیل متیونین تبدیل می شود (همان), اهدا کننده متیل جهانی برای متیلاسیون DNA و پروتئین. این است “متیل نگهدارنده” اثر. از نظر اقتصادی و علمی, اگر به اندازه کافی کولین کلرید ارائه کنیم, از نظر تئوری می توانیم “یدکی” متیونین برای سنتز پروتئین به جای هدر دادن آن برای تهیه گروه های متیل. با این حال, بهره وری از این صرفه جویی در گونه های مختلف متفاوت است. در قزل آلای رنگین کمان (Oncorhynchus mykiss), برای مثال, توانایی جایگزینی بتائین به جای کولین برای رشد بسیار بالاست, اما بتائین نمی تواند از کبد چرب مرتبط با کمبود کولین جلوگیری کند زیرا بتائین نمی تواند دوباره به کولین تبدیل شود و PC را تشکیل دهد.. این “خیابان یک طرفه” متابولیسم به این معنی است که در حالی که می توانید از عملکرد اهدای متیل صرف نظر کنید, شما هرگز نمی توانید از عملکرد ساختاری چشم پوشی کنید. مطالعات اخیر با استفاده از برچسب گذاری ایزوتوپ پایدار به ما این امکان را داده است که سرنوشت دقیق این گروه های متیل را ردیابی کنیم, نشان می دهد که در شرایط رشد بالا, تقاضا برای گروه های متیل برای سنتز کراتین و تکثیر DNA می تواند در واقع از عرضه متیونین به تنهایی پیشی بگیرد., ساخت کولین کلرید ضروری است “سوخت متیل” برای کل سیستم.
را “اومیکس” انقلاب همچنین پیامدهای اپی ژنتیکی کولین کلرید در ماهی را روشن می کند. ما در حال مشاهده شواهدی هستیم که نشان می دهد سطوح کولین در رژیم غذایی مادر می تواند بر الگوهای متیلاسیون ژنوم فرزندان تأثیر بگذارد.. این یک مفهوم عمیق است. این نشان می دهد که با بهینه سازی سطوح کولین کلرید در رژیم غذایی مولدین گونه هایی مانند تیلاپیا نیل, شاید بتوانیم “برنامه” لاروها برای متابولیسم لیپید بهتر یا پتانسیل رشد بالاتر در مراحل بعدی زندگی. در یک مطالعه اخیر, لاروهای مولدین تغذیه شده با جیره های پر کولین سطوح بیان متفاوتی را نشان دادند igf-1 (فاکتور رشد شبه انسولین) ژن, که تنظیم کننده اصلی رشد است. این به خاطر کولینی نبود که آنها به عنوان لارو می خوردند, اما به دلیل “حافظه اپی ژنتیک” در طول رشد تخمک روی DNA آنها نقش بسته است. این یک مرز کاملاً جدید را برای شما باز می کند “فیدهای کاربردی” جایی که هدف فقط غذا دادن به حیوان در تانک نیست, بلکه برای بهینه سازی بیان ژنتیکی نسل بعدی. این باعث می شود من تعجب کنم که آیا بسیاری از “نتایج متغیر” ما در آزمایشات رشد آبزی پروری می بینیم که در واقع نتیجه زمینه های مختلف تغذیه ای مادر است که ما آن را در نظر نگرفته ایم..
ما همچنین نمی توانیم تقاطع کولین کلرید را با تغییر جهانی به سمت آبزیان گیاهی نادیده بگیریم.. همانطور که صنعت تلاش می کند از پودر ماهی دور شود, ما بیشتر کنجاله سویا را معرفی می کنیم, کنجاله کلزا, و غذای گلوتن ذرت را وارد رژیم غذایی کنید. در حالی که این پروتئین های گیاهی پایدار هستند, آنها با مجموعه ای از عوامل ضد تغذیه مانند فیتات ها و ساپونین ها همراه هستند, و آنها “طبیعی” محتوای کولین اغلب در اشکال پیچیده قفل شده است یا به سادگی کافی نیست. علاوه بر این, پروفایل اسیدهای چرب رژیمهای گیاهی - غنی از امگا 6 اما اغلب فقیر از امگا 3 - میتواند ترکیب فسفولیپیدی غشای سلولی را تغییر دهد.. این تغییر تقاضا برای سنتز PC برای حفظ سیالیت و عملکرد غشا را افزایش می دهد. از این رو, همانطور که ما محدودیت های جایگزینی پودر ماهی را افزایش می دهیم, نیاز به کولین کلرید مکمل در واقع افزایش می یابد به جای ثابت ماندن. این نکته مهمی است که بسیاری از مطالعات تغذیهای قبلی آن را نادیده میگرفتند، زیرا با استفاده از رژیمهای غذایی پایه با پودر ماهی بالا که قبلاً به طور طبیعی سرشار از کولین بودند انجام شدند.. مدرن “تمام گیاهی” رژیم های غذایی در اصل یک “تست استرس” برای مسیرهای متابولیک ماهی, و کولین کلرید یکی از ابزارهای اولیه است که ما برای اطمینان از عدم شکست این مسیرها تحت فشار مواد غیر متعارف داریم..
سپس بعد حسی و رفتاری وجود دارد. کولین پیش ساز استیل کولین است, انتقال دهنده عصبی مسئول انتقال سیگنال از طریق اتصال عصبی عضلانی و درون سیستم عصبی پاراسمپاتیک. در تراکم بالا, محیط پر استرس یک سیستم مدرن آبزی پروری چرخشی (RAS), را “سلامت عصبی” ماهی عامل اصلی بقا است. کمبود استیل کولین می تواند منجر به کاهش عملکرد شنا شود, پاسخهای اعتصاب خوراک ضعیف, و یک پاسخ کلی ضعیف به محرک های محیطی. من در مورد “گرسنگی پنهان” ماهی هایی که ممکن است با سرعت طبیعی رشد کنند اما از نظر عصبی در معرض خطر هستند. برخی از محققان اکنون در حال بررسی هستند “جسارت” و “سطوح فعالیت” ماهی به عنوان معیاری برای کفایت کولین, دریافتند که ماهی هایی با سطوح کولین بهینه در مکان یابی و مصرف خوراک کارآمدتر هستند, که ضایعات را کاهش می دهد و ردپای کلی محیطی مزرعه را بهبود می بخشد. این پیوند بین تغذیه و اخلاق شناسی زمینه ای در حال رشد است که می تواند نحوه تنظیم ما را دوباره تعریف کند “بهینه” سطوح گنجاندن ویتامین ها و شبه ویتامین ها.
بالاخره, ما باید به واقعیت صنعتی و شیمیایی استفاده از کولین کلرید بپردازیم. این یک ماده بسیار مرطوب کننده است, نمک خورنده. در یک آسیاب خوراک, می تواند یک کابوس باشد. رطوبت هوا را جذب می کند, باعث ایجاد کیک در سیلوها و تسریع تجزیه سایر ویتامین های ضروری در پیش مخلوط می شود. برای مثال, وجود کولین کلرید می تواند نیمه عمر ویتامین را به میزان قابل توجهی کاهش دهد $K_3$ و تیامین از طریق واکنش های اکسیداتیو, به ویژه در حضور مواد معدنی کمیاب مانند مس و آهن. این منجر به توسعه “رقیق شده” فرم ها (مانند 50% یا 60% کولین کلرید روی یک حامل سیلیس یا بلال ذرت) برای بهبود جریان پذیری و کاهش ماهیت شیمیایی تهاجمی آن. انتخاب حامل خود یک نقطه مورد علاقه علمی است; حامل های سیلیکا بی اثر هستند اما می توانند برای تجهیزات ساینده باشند, در حالی که حامل های ارگانیک مانند بلال ذرت می توانند مجموعه ای از خطرات میکروبی یا مایکوتوکسین خود را معرفی کنند. حرکت به سمت سیستمهای کولین کلرید مایع در برخی کارخانههای بزرگ مقیاس تلاشی برای دور زدن مسئله کیک است., اما برای اطمینان از ترکیب همگن در گلوله نهایی، به فناوری دوز دقیق نیاز دارد. بنابراین، تکامل کاربرد کولین کلرید سفری از یک افزودنی ساده به یک چالش مهندسی پیچیده است., شامل شیمی, فیزیک, و زیست شناسی به اندازه یکسان.
نگاه کردن, را “مرحله بعدی” در تحقیقات کولین احتمالاً شامل ادغام هوش مصنوعی و مدلسازی متابولیک برای پیشبینی نیاز دقیق کولین در یک گروه معین از ماهیها بر اساس ژنتیک آنها میشود., وزن فعلی آنها, دمای آب, و مشخصات لیپیدی رژیم غذایی آنها. ما در حال دور شدن از “یک اندازه برای همه مناسب است” رویکرد گذشته. همانطور که ما به کشف نقش عمیق کولین در همه چیز از سلامت مخاط روده گرفته تا تنظیم میکروبیوم ادامه می دهیم., روشن می شود که این مولکول بسیار بیشتر از یک ساده است “بسیج کننده چربی” این یک هماهنگ کننده مرکزی تعامل موجودات آبزی با محیط و رژیم غذایی آن است. تجزیه و تحلیل علمی مداوم کولین کلرید در آبزی پروری است, از بسیاری جهات, تحلیلی از تاب آوری زندگی در دنیایی که به طور فزاینده ای فشرده و در حال تغییر است.